فصل اول: مدیریت مالی
مدیریت مالی:
دانش و فن تأمین و کاربرد وجوه برای رسیدن به هدف یا به عبارتی دانش و علم اداره کردن پول را مدیریت مالی گویند. مدیریت مالی با تصمیم گیری نسبت به بدهی ها و حقوق صاحبان سهام منابع مالی را تأمین و آنرا در انواع داراییها بکار می گیرد.
اهداف مدیریت مالی:
1- انجام مسؤلیت های اجتماعی و اخلاقی.
2- حداکثر ساختن سود.
3- حداکثر ساختن ثروت.
هدف حداکثر ساختن سود مطلوب است ولی کافی نیست زیرا اولاً: این هدف معمولاً محدود و کوتاه مدت است و می تواند در بلند مدت به ضرر شرکت باشد مانند تولید بیشتر از ظرفیت دستگاه و ماشین آلات ثانیاً: منابع اشخاص مرتبط با شرکت در نظر گرفته نمی شود (ریسک یا عدم اطمینان در نظر گرفته نمی شود)
ولی در حداکثر سازی ثروت که بلند مدت است به ریسک یا عدم اطمینان توجه می شود و دوره های زمانی بازده ها لحاظ می شود.
سؤال: اگر دو شرکت : سال اول دوم سوم چهارم پنجم
سود شرکت الف: 10 10 10 10 10
سود شرکت ب: 12 8 14 12 7
کدام شرکت را برای سرمایه گذاری انتخاب می کنید؟چرا
شرکت الف چون ریسک کمتر و ثروت بالا دارد وانتظار بازده در شرکت ب بیشتر می باشد چون ریسک بیشتری دارد.
یادآوری : = و s=
انحراف معیار = ریسک یعنی s = ریسک
سؤال : اگر شرکت الف با 16 = و شرکت ب با انحراف معیار 6 باشد کدام شرکت را برای سرمایه گذاری انتخاب می نمایید؟چرا
شرکت الف: 4 = s = 16 =
شرکت ب: 6 = s با توجه به اینکه ریسک در شرکت الف کمتر از شرکت ب می باشد پس شرکت الف برای سرمایه گذاری بهتر است.
نکته : ریسک انحراف نتیجه واقعی از نتیجه مورد انتظار است . بنابراین ریسک را با انحراف معیار نشان می دهند ، هر چه انحراف معیار کمتر باشد یعنی ریسک کمتر است یعنی رابطه مستقیم وجود دارد .
وظایف مدیران مالی:
1-تجزیه و تحلیل برنامه ریزی مالی
2- تصمیمات تأمین مالی
3- تصمیمات سرمایه گذاری و بکارگیری وجوه تأمین شده
در شرکتهای بزرگ خارجی مسؤلیت های مالی بر عهده :1- معاون مالی 2- کنترولر 3- خزانه دار می باشد
معاون مالی: سرپرستی کلیه فعالیتهای مالی را برعهده دارد و بعنوان مشاور مالی هیئت مدیره عمل می نماید
خزانه دار: مسؤلیت امور مالی مرتبط با خارج از سازمان را بر عهده دارند
کنترولر: فعالیتهای در ارتباط با امورمالی داخل شرکت مانند حسابداری مالی و صنعتی ، امور مالیاتی و بودجه بندی و ... را برعهده دارند
رابطه بین ریسک و بازده :
تمام تصمیمات مالی متضمن نوعی تعادل بین ریسک و بازده است هرچه ریسک یک تصمیم مالی بیشتر باشد بازده بیشتری مورد انتظاراست و بر عکس.
شرکت الف: 10 10 10 10 10
شرکت ب: 12 8 14 12 7
انتظار بازده در شرکت ب بیشتر است چون ریسک بیشتری دارد.
انواع مؤسسات( از نظر تعداد مؤسسین):
1- مؤسسات فردی 2- مؤسسات تضامنی 3- مؤسسات سهامی
مؤسسات فردی : واحد تجاری است که به یک فرد تعلق دارد ، از مزایای این مؤسسات سهولت تأسیس، پایین بودن هزینه تأسیس و شریک نشدن با دیگران در سود است ، معایب آن : نامحدود بودن مسؤلیت صاحب مؤسسه و محدود بودن عمر مؤسسه به عمر مؤسس آن است .
مؤسسات تضامنی: مشابه مؤسسه فردی است با این تفاوت که مالک آن بیش از یک نفر است که هر کدام از شرکاء مسؤلیتی نا محدود در قبال بدهی های شرکت خواهند داشت
مؤسسات سهامی : شرکتی است که مالکیت آن از طریق خرید سهام احراز می گردد ، عمر این شرکتها نامحدود است ، مسؤلیت مالکین محدود است ، سهولت انتقال مالکیت از طریق سهام ، ولی عیب بزرگ آن پرداخت هزینه های تأسیس و پرداخت مالیات اضافی است( مالیات بر درآمد و مالیات بر سود)
انواع بازارهای مالی:
1- بازارهای پول(کوتاه مدت)
2- بازارهای سرمایه: الف: رسمی ب: غیر رسمی (غیر متمرکز)
بازار پول: بازاری که در آن منابع کوتاه مدت مبادله می شوند ( وام کوتاه مدت، اسناد خزانه ای دولتی، حواله بانکی و اوراق تجاری)
بازار سرمایه:
بازار منابع مالی بلند مدت و بیش از یک سال است مانند بدهی بلند مدت و سهام شرکتها، بازار بورس اوراق بهاء دار نمونه بارزی از بازار سرمایه است ، بازار سرمایه شامل بازار رسمی و غیر رسمی است .
بازار رسمی بازاری مشخص و متمرکز است ولی غیر رسمی از طریق کارگزاران و معامله گران تشکیل می شود.
بازار اولیه : به بازار معامله اوراق بهاء دار جدید می گویند
بازار ثانویه: به بازار معامله اوراق بهاء دار موجود اطلاق می شود . بورس اوراق بهاء دار تهران نمونه ای از بازار ثانویه است.
تئوری یا رابطه نمایندگی: در شرکتهای سهامی خصوصاً سهامی عام ، سهامداران در اداره شرکت نقش مستقیمی ندارند . نمایندگان شرکت که در مجمع عمومی انتخاب می شوند شرکت را اداره می کنند . رابطه بین مالکان شرکت و نمایندگانی که انتخاب می شوند رابطه نمایندگی نامیده می شود . این مدیران ممکن است منافع شخصی خود را بر منافع دیگران ترجیح دهند مانند امنیت شغلی ،اعتبار شخصی و غیره ، برای برطرف کردن مشکل یا مسئله نمایندگی از دو راه استفاده می شود .
1- استفاده از نیروهای بازار
2- تحمل هزینه های نمایندگی
استفاده از نیروهای بازار: چون مدیران توسط مالکان شرکت انتخاب می شوند پس امکان جایگزینی آنها توسط مدیران دیگر بیشتر است
تحمل هزینه های نمایندگی: شامل هزینه نظارت و هزینه های بیمه ، طرح های تشویقی و انواع پاداشها به مدیران است
فصل دوم: تجزیه و تحلیل مالی
ابزاری است برای شناخت و ارزیابی عملکرد مالی گذشته ، جاری و پیش بینی وضعیت آینده شرکت و شامل دو دسته است (تجزیه و تحلیل صورتهای مالی و تجزیه و تحلیل جریان نقدی )
تجزیه و تحلیل صورتهای مالی :مستلزم محاسبه درصدها و نسبتهای مالی است و شامل تجزیه و تحلیل افقی ، عمودی و محاسبه نسبتهاست.
تجزیه و تحلیل جریان نقدی: فقط جریان ورود و خروج وجه نقد به داخل شرکت را بررسی می کند.
تجزیه و تحلیل افقی : این تجزیه و تحلیل روند حسابها را طی دو یا چند دوره مالی ارزیابی می کند . روش محاسبه آن به صورت زیر است .
100 ×
|
90 91 92 بانک 50 70 80 صندوق 60 20 40 بدهکاران 80 65 95 |
بدهی ها:
حقوق صاحبان سهام: |
تجزیه وتحلیل عمودی(درونی) : در تجزیه و تحلیل عمودی یک قلم مهم را بعنوان ارزش پایه در نظر می گیرند و سایر اقلام را نسبت به آن مقایسه می نمایند . در تراز نامه مجموع داراییها و در صورت سود و زیان فروش خالص مبنا قرار می گیرد .
100 ×
تجزیه و تحلیل نسبتها: بین صورت سود و زیان و ترازنامه روابطی وجود دارد که تجزیه و تحلیل افقی و عمودی نمی تواند آنرا نشان دهد بنابراین باید از تجزیه و تحلیل نسبتها برای نشان دادن این روابط استفاده نمود .
تجزیه وتحلیل نسبتها شامل: 1- نسبت نقدینگی 2- نسبت فعالیت 3- نسبت اهرمی ( بدهی) 4- نسبت سودآوری می باشد.
1- نسبت نقدینگی : توانایی مؤسسه را در پرداخت تعهدات کوتاه مدت شرکت نشان می دهد . اگر وضعیت نقدینگی شرکتی ضعیف باشد شرکت نمی تواند به موقع اصل و بهره بدهی های خود را پرداخت نماید.
نکته: نسبتهای نقدینگی با اقلام ترازنامه محاسبه می شوند.
نسبت نقدینگی شامل: 1- سرمایه در گردش خالص 2- نسبت جاری 3- نسبت آنی ، می باشد
الف)سرمایه در گردش خالص : مابه التفاوت دارایی های جاری با بدهی های جاری می باشد هرچه این نسبت بیشتر باشد برای شرکت مطلوب تر است ، چرا که میزان دارائیها بیشتر از بدهی هاست .
بدهی های جاری - دارائی های جاری = سرمایه در گردش خالص
سؤال : با توجه به ترازنامه زیر سرمایه در گردش خالص شرکت آلفا را محاسبه کنید؟
شرکت آلفا
ترازنامه
برای تاریخ ....
|
دارایی های جاری 40 دارایی های بلند مدت 60 |
بدهی های جاری 20 بدهی های بلند مدت 25 حقوق صاحبان سهام 55 |
|
جمع 100 |
جمع 100 |
20 = 20 - 40
ب)نسبت جاری: نسبت جاری حاصل تقسیم دارائی های جاری بر بدهی های جاری است.
= نسبت جاری
سؤال: با توجه به ترازنامه فوق نسبت جاری را محاسبه کنید.
= نسبت جاری
ج)نسبت آنی: نسبت آنی آزمون دقیق تری از نقدینگی شرکت است و از تقسیم دارائی های آنی بر بدهی های جاری بدست می آید.
= نسبت آنی
( پیش پرداختها + موجودی کالا ) – دارائیهای جاری = دارائی های آنی
= نسبت آنی
|
وجوه نقد 5 اسناد و ح د 7 م کالا 11 پیش پرداختها 13 سرمایه گذاری کوتاه مدت 4 دارائی های بلند مدت 60 |
بدهی های جاری 20
بدهی های بلند مدت 25
حقوق صاحبان سهام 55 |
|
جمع 100 |
جمع 100 |
8/0= = = نسبت آنی
سؤال:اگر موجودی نقد 40 سرمایه گذاری کوتاه مدت 80 ح د 1000 موجودی کالا 1200 و پیش پرداختها 10 و اسناد پرداختنی 50 ح پ 1500 هزینه های پرداختنی 200 مالیات بر در آمد 10 و بدهی های بلند مدت 3400 باشد مطلوب است : الف: سرمایه در گردش خالص ب:نسبت جاری ج: نسبت آنی را محاسبه کنید
الف) 570 ب) 33/1 ج) 64/0
2-نسبت فعالیت: نسبتی است که میزان استفاده شرکت را از دارائیها نشان می دهد.
الف)نسبت گردش مطالبات : تعداد دفعات وصول مطالبات را طی دوره مالی نشان می دهد و از فرمول زیر محاسبه می گردد.هرچه این نسبت بیشتر باشد مطلوب تر است.
مثال: اگر حسابهای دریافتی اول دوره 15 و حسابهای دریافتی آخر دوره 20 باشد و شرکت محصولات خود را به صورت نسیه به قیمت 80 بفروشد نسبت گردش مطالبات شرکت را محاسبه کنید.
ب)متوسط دوره وصول مطالبات : تعداد روزهای که طول می کشد مطالبات وصول شوند و از فرول زیر محاسبه می گردد.هرچه این نسبت کمتر باشد برای شرکت بهتر است چرا که مطالبات شرکت زودتر وصول میشوند
مثال : با توجه به مثال قبل متوسط دوره وصول مطالبات را محاسبه نمایید.
ج)نسبت موجودی کالا: شرکتی که بیش از حد موجودی کالا نگهداری کند مستلزم تحمل هزینه های نگهداری و انبارداری و ریسک از مد افتادن کالا خواهد شد . هرچه نسبت موجودی کالا بیشتر باشد مطلوب تر است.
مثال: اگر موجودی کالای اول دوره50 و آخر دوره 45 باشد با فرض اینکه به قیمت تمام شده 50 به فروش رفته باشد نشبت موجودی کالا را محاسبه کنید.
د)دوره گردش کالا: دوره گردش کالا مدت زمانی که کالا به فروش می رسد تا به وجه نقد تبدیل گردد و از فرمول زیر محاسبه می شود. هرچه این نسبت کمتر باشد بهتر است چرا که در مدت زمان کوتاهی کالا به فروش رفته است .
مثال: با توجه به مثال قبلی دوره گردش کالا را محاسبه کنید.
ه)دوره عملیات: تعداد روزهای را شامل می شود که موجودی کالا و مطالبات به وجه نقد تبدیل می شوند . هرچه دوره عملیات کوتاه تر باشد برای شرکت مطلوبتر است.
دوره گردش کالا + دوره وصول مطالبات = دوره عملیات
مثال: اگر دوره گردش کالا 93 روز و دوره وصول مطالبات 45 روز باشد دوره عملیات را محاسبه نمایید.
روز 138 = 45 + 93 = دوره عملیات
مثال: اگر حسابهای دریافتنی شرکتی در اول سال 91 مبلغ 250 میلیون ودر 29 اسفند ماه سال 91 مبلغ 300 میلیون باشد و خالص فروش نقدی برابر 100 میلیون و گردش حسابهای دریافتنی 5 مرتبه باشد مطلوب است مجموع فروش خالص شرکت اعم از نقد و نسیه؟
3- نسبت اهرمی ( بدهی): شامل 1- نسبت بدهی 2- نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام
نسبت اهرمی:این نسبت میزان استفاده از بدهی را در ساختار سرمایه و تأمین مالی است ، یعنی از مجموع دارائیها چه مقدار آن بدهی می باشد
الف) نسبت بدهی: این نسبت میزان بدهی ها را در خرید دارایی ها نشان می دهد ، این نسبت هرچه کمتر باشد مطلوبتر است زیرا میزان بدهیها کمتر و در نتیجه خطر ورشکستگی کمترخواهد بود و از فرمول زیر محاسبه می گردد.
مثال : با توجه به ترازنامه زیر نسبت بدهی را محاسبه نمایید؟(جواب : یک دوم)
|
دارایی های جاری 150 داراییهای بلند مدت 50 |
بدهی های جاری 60 بدهی های بلند مدت 40 حقوق صاحبان سهام 100 |
|
جمع 200 |
جمع 200 |
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام: این نسبت نشان می دهد که در مقایسه با وجوهی که از طریق حقوق صاحبان سهام تأمین شده چه مقدار از آن از طریق بدهی بدست آمده است و از فرمول زیر محاسبه می گردد هرچه این نسبت کمتر باشد برای شرکت مطلوب تر است.
نسبت سود آوری: این نسبت میزان سودآوری یک شرکت را طی یک دوره نشان می دهد.و شامل: الف)حاشیه سود ناخالص ب) حاشیه سود خالص ج) بازده مجموع دارائیها
الف)حاشیه سود ناخالص:درصد هر ریال فروش را نشان می دهد که پس از کسر قیمت تمام شده کالا فروش رفته باقی می ماند هرچه این نسبت بیشتر باشد مطلوب تر است.و از فرمول زیر محاسبه می گردد.(سود ناخالص مابه التفاوت فروش خالص و قیمت تمام شده است)
ب)حاشیه سود خالص: نسبت سود خالص به فروش است و از فرمول زیر بدست می آید.
مثال: با فرض اینکه سود ناخالص شرکتی 200 ، فروش خالص 400 ، هزینه مالیات 50 باشد مطلوب است :
الف) حاشیه سود ناخالص ب) حاشیه سود خالص
ج)بازده مجموع داراییها:میزان سود شرکت را نسبت به کل دارائیها نشان می دهد ، هرچه این نسبت بیشتر باشد مطلوب تر است و از فرمول زیر محاسبه می شود.
مثال: اگر دارایی های اول فروردین شرکتی 200 و دارایی های آخر اسفند 250 باشد و بازده مجموع دارایی ها 6 باشد سود خالص شرکت برابر است با:(جواب 1350)
نمونه سؤالات :
اگر: سال 90 سال 91
فروش 680 570
بهای تمام شده 170 200
سود ناخالص 510 370
با استفاده از تجزیه و تحلیل افقی و عمودی درصد تغییر حسابها را محاسبه نمایید.
اگر : موجودی نقد 500 ، سرمایه گذاری کوتاه مدت 100 ، ح د 1200، موجودی کالا 1400 ، پیش پرداختها 20 ، اسناد پرداختنی 100، ح پ 1800، هزینه پرداختنی 300 و بدهی بلند مدت 3200 باشد مطلوب است :
الف) سرمایه در گردش خالص ب) نسبت جاری ج) نسبت آنی د) نسبت بدهی
اگر: متوسط حساب دریافتنی 400 و فروش نسیه 2600 باشد مطلوب است :
الف) گردش حساب های دریافتنی ب) دوره گردش حسابهای دریافتنی
مثال: اگر دارایی های جاری 100 ،دارایی های ثابت 200 ، بدهی های جاری 200 و بدهی های بلند مدت 90 و حقوق صاحبان سهام 10 ،و فروش خالص 300 ، سود ناخالص 200 ، هزینه بهره 45 دارایی های آخر دوره 400 باشد مطلوب است :
الف) نسبت بدهی ب) نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام ج) حاشیه سود ناخالص د) حاشیه سود خالص و) بازده مجموع دارائیها
فصل سوم: ارزش آتی
ارزش آتی (مرکب کردن) : ارزش آتی یا آینده پول نسبت به ارزش پول در حال حاضر کاهش می یابد زیرا تحت عوامل مختلفی مانند تورم، نرخ بهره و شرایط اقتصادی قرار می گیرد . برای اینکه ارزش مبالغ پول حال حاضر را در زمان آینده محاسبه کنیم از روش ارزش آتی یا مرکب کردن استفاده می کنیم.
مثال: اگر شخصی مبلغ 000/000/1 ریال را در حسابی که 10% سود به آن تعلق می گیرد سپرده گذاری کند ارزش آتی پول را بعد از گذشت یکسال برابر است با:
000/100 = 10% × 000/000/1
000/100/1 = 000/100 + 000/00/1
حال اگر پول را به مدت طولانی یعنی n سال سپرده گذاری شود از فرمول :
استفاده می شود.
مثال: اگر مبلغ 000/000/3 ریال با نرخ 15% به مدت 20 سال در بانکی سپرده گذاری شود بعد از این مدت اصل و سود سپرده برابر است با:
F=3000000(16/366) F= 49/098/000
نکته: هرچه نرخ بالاتر باشد ارزش آتی پول بیشتر است و هرچه دوره مورد نظر طولانی تر باشد باز ارزش آتی بیشتر است.
مثال: اگر نرخ سود صفر درصد باشد ارزش آتی برابر است با ارزش فعلی
مثال:ارزش مبلغ 000/000/1 ریال به مدت 4 سال با نرخ 20 % که هر سه ماه یکبار حساب می شود را بدست آورید
نکته مهم:
هر سه ماه یکبار :
هر چهار ماه یکبار:
هر شش ماه یکبار:
هر ماه یکبار:
مثال: اگر شخصی مبلغ 000/000/1 ریال را با نرخ 12% و به مدت سه سال در بانکی سرمایه گذاری نماید مطلوب است محاسبه ارزش آتی در هر یک از حالتهای زیر .
الف) با بهره ای شش ماهه (1410)
ب) با بهره ای 4 ماهه (1420)
ج) با بهره ای ماهانه (1430)
نکته : هر چه m افزایش یابد یعنی تعداد دفعات پرداخت سود بیشتر باشد ارزش آتی هم بیشتر می باشد.
ارزش فعلی ( تنزیل کردن):ارزش فعلی ، ارزش مبالغی که در آینده به دست می ایند را در زمان حال محاسبه می کند ، ارزش فعلی از نظر مفهوم عکس ارزش آتی است . به عمل محاسبه ارزش فعلی تنزیل کردن هم می گویند که از رابطه زیر بدست می آید:
مثال: اگر نرخ بازده 20% باشد ارزش فعلی 000/100 ریال که در دو سال آینده بدست می آید در حال حاضر برابر است با:( 444/69)
مثال:ارزش فعلی 000/80 تومان با نرخ 10% در پایان سال چهارم برابر با ارزش فعلی به چه میزان است؟(54800)
مثال: مدیری 55 ساله که در 65 سالگی بازنشسته می شود با فرض نرخ بازده 10% چه میزان پول را در صندوق بازنشستگی باید داشته باشد که از زمان بازنشستگی به بعد 000/000/10 تومان دریافت نماید.
نکته: هرچه نرخ بهره بالاتر باشد ارزش فعلی کمتر است. و هرچه دوره مورد نظر (n ) طولانی باشد ارزش فعلی کمتر خواهد بود و اگر نرخ صفر درصد باشد در این صورت : F = P
ارزش فعلی میان دوره ای : محاسبه ارزش فعلی دقیقاً مشابه محاسبه ارزش آتی است در این صورت نرخ بازده (i ) بر تعداد دفعاتی که سود پرداخت می شود تقسیم می شود و n یعنی تعداد سال در تعداد دفعات ضرب می شود . فرمول محاسبه آن به صورت زیر است.
مثال : اگر000/000/1 ریال در 6 سال بعد با نرخ بازده 20% به صورت 6 ماه یکبار بدست آید ارزش فعلی آن برابر است با :
مثال: اگر نرخ بازده 20% باشد ارزش فعلی 000/000/2 ریالی که سه سال آینده بدست می آید را در حال حاضر محاسبه نمایید.(407/157/1)
مثال : شخصی برای هزینه تحصیل فرزندش در پایان سال 5 به 000/000/4 ریال نیاز دارد مقدار سپرده ای که باید کنار بگذارد تا هزینه را تأمین نماید را با نرخ بهره 20% محاسبه نمایید( 717/607/1)
مثال: اگر درآمد شرکتی در طول یک دوره 5 ساله از 4000 ریال به 6020 ریال ترقی کند نرخ رشد را محاسبه نمایید:( 08/0 )
فصل چهارم: بودجه بندی سرمایه ای
تصمیم گیری نسبت به دارایی های غیر جاری را بودجه بندی سرمایه ای گویند . تصمیمات بودجه بندی به سه روش زیر صورت می گیرد
سرمایه گذاری اولیه (I ):خالص وجوهی که بابت تحصیل یک دارایی پرداخت می شود را سرمایه گذاری اولیه می گویند .
1- تصمیمات بازسازی : که توسط آن دارایی های موجود برای ارائه ظرفیت بالاتر و انطباق با شرایط جدید مورد تعمیر و بازسازی قرار می گیرند(بهبود و بازسازی)
هزینه تعمیر و نگهداری = سرمایه گذاری اولیه (I )
2- تصمیمات گزینشی: که به وسیله آن از میان دارایی ها یک دارایی برای تأمین نیاز انتخاب می شود مانند خرید رایانه جدید .
هزینه نصب و حمل و راه اندازی + بهای تمام شده کالای جدید = I
3- تصمیمات جایگزینی : که طی آن دارایی جدید جایگزین دارایی قدیمی می شود . مانند رایانه جدید جایگزین رایانه قدیمی و کهنه .
مالیات کالای قدیمی بهای تمام شده کالای قدیمی - بهای تمام شده کالای جدید = I
مثال: اگر قیمت ماشینی 000/000/250 ریال باشد و 000/000/50 ریال بابت نصبت و راه اندازی آن پرداخت شود سرمایه گذاری اولیه برای خرید ماشین برابر است با: (000/000/300)
مثال: ماشین جدیدی به بهای 000/000/50 و هزینه نصب 000/000/10 و کالای قدیمی با ارزشی بالغ بر 000/000/40 به قیمت 000/000/60 فروخته شد مالیات 20% است ،مطلوب است محاسبه I : (000/000/4)
مثال: کالای جدیدی که بهای تمام شده آن در مجموع 000/000/200 تومان بوده جایگزین ماشینی می شود که 3 سال پیش به بهای 000/000/240 تومان خریداری شده است مبنای استهلاک ماشین قدیمی خط مستقیم و عمر مفید آن هشت سال است برای فروس ماشین قدیمی 3 فرض وجود دارد.
الف) فروش به ارزش دفتری با نرخ مالیات 30% ( چون به ارزش دفتری فروخته می شود پس مالیات ندارد): (000/000/50)
ب) فروش ماشین یه بهای 000/000/200 تومان با نرخ 30%: (000/000/15)
ج)فروش ماشین قدیمی به مبلغ 000/000/100 با نرخ 30%:(000/000/85)
مثال: کالای جدیدی که بهای تمام شده آن 000/000/800 تومان است جایگزین کالای قدیمی می شود که ارزش دفتری آن 000/000/400 تومان با نرخ مالیات 20% :
الف) اگر ماشین قدیمی به ارزش دفتری فروخته شود (000/000/400)
ب) اگر ماشین قدیمی به قیمت 000/000/500 تومان فروخته شود (000/000/320)
ج) اگر ماشین قدیمی به قیمت 000/000/200 تومان فروخته شود ( 000/000/560)
مثال: شاخص بورس اوراق بهادار در تاریخ 30/6/91 رقم 1800 و در تاریخ 30/12/91 رقم 2087 را نشان می دهد مجموع سرمایه گذاری بازار ملی این دوره برابر است با :
جریان نقدی ورودی : وجوهی که پس از بدست آوردن یک دارایی در طی دوره نگهداری آن بدست می آید ، هرچه میزان جریان نقدی ورودی بیشتر باشد برای شرکت مطلوب تر است و از فرمول زیر محاسبه می گردد.
استهلاک + سود خالص = جریان نقدی ورودی
مثال : با خرید یک دستگاه رایانه بطور متوسط 000/000/3 ریال سود خالص نصیب شرکت می شود .هزینه استهلاک رایانه 000/000/1 ریال است ، جریان نقدی ورودی برای خرید رایانه برابر است با:
000/000/4 = 000/000/1 + 000/000/3 = جریان نقدی ورودی
نرخ بازده مورد انتظار :حداقل نرخی که سرمایه گذار از سرمایه گذاری خود انتظار دارد تا بتواند از طریق آن نرخ هزینه های مربوط به وام را پوشش دهد و از فرمول زیر محاسبه می گردد . هرچه میزان این نرخ بالاتر باشد برای سرمایه گذار بصرفه تر است. نرخ صرف مورد انتظار + نرخ هزینه = نرخ بازده مورد انتظار
مثال: اگر نرخ هزینه بانکی 18% و صرف مورد انتظار 4% بازده مورد انتظار برابر است با:
22% =4 % + 18 % = بازده مورد انتظار
ارزیابی پروژه های سرمایه ای:
1- دوره برگشت سرمایه(PP): مدت زمان لازم برای برگشت مبلغ سرمایه را دوره برگشت سرمایه می گویند و بطریقه زیر محاسبه می گردد .
نکته : هرچه دوره برگشت سرمایه کمتر باشد مطلوبتر است ، چرا که ریسک آن کمتر و قابلیت نقدینگی آن بیشتر است .
مثال: با فرض اینکه سرمایه گذاری اولیه 000/000/24 باشد و صرفه جویی نقدی به صورت سالیانه 000/000/60 ریال برآورد شود مطلوب است دوره برگشت سرمایه:( بشرط ثابت بودن درآمد)
سال 4 = = I
مثال: اگر دو پروژه زیر را داشته باشیم و میزان سرمایه گذاری 000/000/8 ریال باشد دوره برگشت را برای هر پروژه تعیین نمایید.
|
پروژه ب(ارقام به میلیون ریال) |
پروژه الف(ارقام به میلیون ریال) |
|
|
1 |
5 |
سال 1 |
|
4 |
3 |
سال 2 |
|
6 |
2 |
سال 3 |
|
6 |
1 |
سال 4 |
|
2 سال 2 سال |
پروژه الف بهتر است | |
مثال : با فرض اینکه سرمایه گذاری اولیه 000/000/14 ریال باشد
|
پروژه الف |
|
|
سال 3 |
سال 1 |
|
سال 2 | |
|
سال 3 | |
|
سال 4 |
2- معکوس دوره برگشت سرمایه(PPR): متوسط نرخ برگشت سرمایه را نشان می دهد که به صورت درصد بیان می شود و از فرمول زیر بدست می آید هرچه این نرخ بالاتر باشد سرمایه گذاری مطلوب تر است.
مثال : اگر سرمایه ای بعد از 4 سال برگشت داشته باشد معکوس دوره برگشت معادل است با :
25% = = معکوس دوره برگشت سرمایه
مثال: اگر جریان نقدی یک سرمایه گذاری به شرح زیر باشد مطلوب است :
الف) محاسبه دوره برگشت ب) محاسبه معکوس دوره برگشت
|
میزان سرمایه گذاری اولیه 000/000/7 ریال |
| |
|
الف: سال ب: 4/0 = |
000/000/1 |
سال 1 |
|
000/000/4 |
سال 2 | |
|
000/000/4 |
سال 3 | |
|
000/000/6 |
سال 4 | |
F = فیوچر p= پرایس
3- ارزش فعلی خالص (NPV ) : از تفاضل جریانهای نقدی ورودی و خروجی بدست می آید و به طریقه زیر محاسبه میگردد.
جریان نقدی خروجی - جریان نقدی ورودی = ارزش فعلی خالص (NPV )
NPV= PV- I
نکته : اگر NPV مثبت باشد یعنی جریان نقدی ورودی بیشتر از جریان نقدی خروجی است و پروژه برای سرمایه گذاری مطلوب تر است و برعکس.
مثال : اگر سرمایه گذاری اولیه (I ) 000/000/1 ریال و عمر شرکت (n ) 10 سال و جریان نقدی ورودی به صورت سالیانه 000/300 ریال و نرخ بازده (i) 12% باشد مطلوب است محاسبه NPV :(226/903)
Fc = جریان نقدی ورودی
4- شاخص سود آوری(PI):میزان سود آوری یک پروژه را نشان می دهد و از فرمول محاسبه می گردد . هرچه شاخص سودآوری بزرگتر باشد آن پروژه برای سرمایه گذاری مطلوب تر است .
مثال: با توجه به مثال فوق شاخص سودآوری شرکت برابر است با:
09/0 = = PI
مثال: اگر سرمایه گذاری اولیه 000/000/20 ریال و جریان نقدی سالیانه 000/000/7 و هزینه سرمایه 10% و عمر شرکت 4 سال باشد مطلوب است :
الف) محاسبه NPV (780/204/15 - )
ب) محاسبه PI (23%)
مثال: اگر سرمایه گذاری اولیه 000/000/2 و عمر شرکت 6 سال و نرخ بازده 20% و جریان نقدی ورودی 000/250 باشد مطلوب است الف) NPV ( 008/916/1- ) ب) PI ( 04/0)
تجزیه وتحلیل نقطه سربه سر:نقطه سر به سر سطحی از میزان تولید و فروش را نشان می دهد که در آن نه سودی وجود دارد و نه زیانی . برای تعیین نقطه سر به سر هزینه ها به دو دسته تقسیم می شوند الف) هزینه ثابت (Fc) که این هزینه ها هیچ گونه ارتباطی با میزان تولید ندارند مانند هزینه اجاره .ب) هزینه های متغیر(Vc) که متناسب با حجم تولید تغییر می کنند یعنی هرچه تولید بیشتر باشد هزینه های متغیر هم بیشتر خواهند بود مانند خرید مواد اولیه تولید . برای محاسبه نقطه سر به سر هم از فرمول ریاضی و هم از روش نموداری استفاده می شود . از طریق فرمول ریاضی نقطه سر به سر برابر است با : که در این فرمول Q برابر با تعداد تولید و P برابر است با قیمت(پرایس) .
درآمدها = هزینه ها
مبلغ × تعداد = هزینه ثابت + هزینه متغیر
مثال: یک شرکت تولیدی در زمینه خودکار که مجموع هزینه های ثابت آن 000/000/51 ریال است و بهای فروش هر خودکار 25000 ریال و هزینه متغیر هر خودکار 15000 در نظر گرفته است مطلوب است تولید در نقطه سر به سر:
فروش S= P × Q S=000/500/127= 5100×25000
مثال: اگر هزینه ثابت 000/000/24 و هزینه متغیر 000/6 و تعداد کالا 000/4 باشد مطلوب است تعیین قیمت هر کالا:
نقطه سربه سر نقدی :نقطه سر به سر نقدی مشابه نقطه سر به سر کالاست با این تفاوت که در نقطه سر به سر نقدی تمام هزینه های ثابت Fc نباید به صورت نقد پرداخت شوند بنابراین هزینه های غیر نقدی را از هزینه ثابت کسر خواهیم کرد . نقططه سر به سر نقدی از نقطه سر به سر معمولی (کالا) کمتر است ( بخاطر کسر استهلاک از صورت فرمول) :
مثال: اگر جمع هزینه های ثابت 000/000/5 ، استهلاک 000/200 ریال و قیمت کالا 2500 و هزینه های متغیر 1500 ریال باشد مطلوب است تعیین نقطه سربه سر نقدی و فروش :(4800 و 000/000/12)
مثال : اگر هزینه ثابت مالی 000/000/1 ریال و هزینه های ثابت عملیاتی 000/500/2 ریال باشد و قیمت کالا 100 و هزینه متغییر 500 ریال و تعداد کالا 200 باشد مطلوب است میزان استهلاک :(000/490/3)
محاسبه نقطه سر به سر از روش نموداری :
مثال: اگر بهای فروش2000 ، هزینه متغیر هر واحد کالا 1000 و هزینه ثابت 000/000/10 ریال باشد مطلوب است نقطه سر به سر از طریق نمودار:
انواع اهرمها: هزینه های ثابت شامل هزینه های ثابت عملیاتی و هزینه های ثابت مالی است.
اهرم عملیاتی: تأثیر هزینه های ثابت عملیاتی را بر سود شرکت نشان می دهد و از فرمول زیر محاسبه می شود:
اهرم مالی: تأثیر هزینه های ثابت را بر سود شرکت نشان می دهد و از فرمول زیر محاسبه می شود:
اهرم ترکیبی :که معیاری از ریسک کلی شرکت است از حاصل ضرب اهرم مالی در اهرم عملیاتی بدست می آید:(DCL )
مثال:اگرتعداد کالا 3000 ، قیمت کالا 2500 ، هزینه متغیر هر واحد 1000 ، هزینه های ثابت عملیاتی(Fc) 000/000/3 و هزینه های ثابت مالی(Ic) 000/000/1 ریال باشد مطلوب است :
الف ) اهرم عملیاتی (3) ب) اهرم مالی(3) ج) اهرم ترکیبی(9)
مثال: اگر هزینه های ثابت عملیاتی (Fc) 000/000/80 ، هزینه های ثابت مالی(Ic) 000/000/16 ، سطح تولید فعلی(Q) 2000 واحد ، فروش 000/000/200 و هزینه های متغیر 000/000/40 ریال باشد مطلوب است:
الف)درجه اهرم مالی ب) درجه اهرم عملیاتی ج) درجه اهرم ترکیبی
سهام: شرکتهای سهامی قادر به انتشار سهام ممتاز یا عادی و یا هر دو می باشند . سهام ممتاز سهامی هستند که نسبت به سایر انواع سهام دارای امتیازاتی از قبیل:
1. اولویت در دریافت سود
2. اولویت در دریافت مبلغ اسمی سهام
3. داشتن حق رأی بیشتر
سهام ممتاز زمانی منتشر می شوند که درجه اهرم مالی شرکت و یا هزینه های سهام عادی درحد بالایی باشند.
انواع سهام ممتاز : سهام ممتاز شامل:
1. سهام قابل تبدیل در مقابل سهام غیر قابل تبدیل در این نوع سهام ، سهام ممتاز می تواند به دیگر انواع سهام تبدیل شوند ولی سهام غیر قابل تبدیل چنین ویژگی را ندارند.
2. سهام جمع شونده در مقابل سهام غیر جمع شونده: در این نوع سهام سود پرداخت نشده سال یا سالهای گذشته یا به عبارتی سود معوقه باید قبل از توزیع سود سهامداران عادی پرداخت گردد.
3. سهام با مشارکت در مقابل سهام ممتاز بدون مشارکت: اگر سود اعلام شده شرکت از میزانی که بطور معمول به سهامداران عادی و ممتاز پرداخت می گردد بیشتر باشد در باقیمانده سود مشارکت دارند (مشارکت در میزان سود بر اساس ارزش اسمی صورت می گیرد)
مثال: شرکتی دارای 60000 سهم ممتاز جمع شونده به مبلغ اسمی 1500 ریال و نرخ آن 24% باشد که سود سالهای 89 و 90 به سهامداران پرداخت نشده باشد و در سال 91 میزان کل سود پرداختی شرکت به سهامداران ممتاز برابر است با:
000/200/43 = 2 × 24% × 000/000/90 = 1500 ×000/60 = سود معوقه (سود انباشته)
000/600/21 = 1 ×24% × 000/000/90 = 1500 × 000/60 = سود سال جاری
000/800/64 = 000/600/21 + 000/200/43 = کل سود پرداختی به سهامداران ممتاز
مثال: شرکتی در نظر دارد 5000 سهم ممتاز با سود انباشته(جمع شونده) به ارزش اسمی هر سهم 000/10 با نرخ 15% منتشر نماید ، سود این سهام به مدت 3 سال پرداخت نشده است ، امسال سالی سود آور است و شرکت در نظر دارد تمامی تعهدات خود را در زمینه سود انجام دهد . شرکت بابت سهام ممتاز چقدر سود باید پرداخت نماید: (000/000/30)
مثال برای سهام با مشارکت: اگر شرکتی 000/000/50 ریال سود داشته باشد و 000/10 برگه سهام ممتاز 000/10 ریالی با نرخ 20% و 000/40 برگه سهام عادی 2000 ریالی با نرخ 15% منتشر کرده باشد میزان سود پرداختی به سهامداران ممتاز و عادی را بطور جداگانه محاسبه کنید(سهام ممتاز از نوع با مشارکت است)
جدول تقسیم سود
|
شرح |
ممتاز |
عادی |
مانده سود |
|
سود سال جاری |
|
|
000/000/50 |
|
سود سهام ممتاز و عادی 000/000/20 = 20% × 000/10 × 000/10 000/000/12 = 000/2 × 000/40 |
000/000/20 |
000/000/12 |
(000/000/22) |
|
سهم باقیمانده سود سهام ممتاز مشارکتی
|
000/000/10 |
000/000/8
|
000/000/18 (000/000/18) |
|
سهم نهایی سهام |
000/000/30 |
000/000/20 |
0 |
مثال:اگر سهام ممتاز با مشارکت 00/20 برگه 1500 ریالی با نرخ سود 14%و سهام عادی 000/5 برگه به ارزش اسمی 2000 ریال با نرخ 14% باشد . و مجموع سود شرکت 000/000/60 ریال باشد مطلوب است :
مقدار سود سهام ، سهامداران ممتاز و عادی (000/000/45 و000/000/15)
مثال: شرکتی 5000 برگه سهام ممتاز جمع شونده با مشارکت را به ارزش هر برگ 15000 ریال با نرخ 18% و 10000 سهم عادی 7000 ریالی با نرخ 20% را بین سهامداران توزیع می کند اگر میزان سود اختصاصی 60000000 ریال باشد مطلوب است تعیین سود به سهامداران ممتاز و عادی (2 سال سود پرداخت نشده است)
جواب : ممتاز ( 827/344/42) عادی(173/655/16)
مثال:شرکت آلفا سهام ممتاز غیر جمع شونده با مشارکت به تعداد 6000 برگه 200 ریالی با نرخ 10% که سه سال سود پرداخت نشده و 8000 سهام 300 ریالی با نرخ 20% دارد اگر کل سود 40000000 ریال باشد مطلوب است سهم هر یک از سهام ؟ جواب: ممتاز ( 332/253/13) عادی ( 668/746/26)
تجزیه سهام: در تجزیه سهام که به آن سود سهمی یا سهام جایزه می گویند . تعداد سهام افزایش می یابد و به همان اندازه ارزش سهام کاهش می یابد افزایش تعداد با کاهش ارزش سهام خنثی شده و در مجموع هیچ گونه تغییری در ارزش اسمی سهام صورت نمی گیرد.
مثال: شرکتی 1500 برگه 1200ریالی منتشر کرده است اگر تجزیه سهام 1به 3 باشد تعداد سهام جدید و ارزش هر برگه و ارزش اسمی برابر است با .( تعداد سهام 4500 و ارزش هر سهم 400 و ارزش اسمی 1800000)
مثال: شخصی مالک 20%سهام یک شرکت است ارزش هر سهم در بازار 500 ریال است مطلوب است تعداد سهام و ارزش سهام شخص را در صورتی که تجزیه 1 به 2 صورت گیرد ( شرکت 10000 سهام عادی دارد)
جواب ( تعداد سهام 4000 و ارزش سهام بعد از تجزیه 1000000)
معکوس تجزیه سهام: در معکوس تجزیه سهام که به آن ترکیب سهام هم می گویند برعکس تجزیه سهام عمل می کنیم یعنی تعداد سهام کاهش می یابد و ارزش هر برگه سهام افزایش می یابد .کاهش تعداد سهام و افزایش ارزش آنها با هم خنثی و جبران می شوند بنابراین هیچ گونه تغییری در ارزش اسمی سهام صورت نمی گیرد.
مثال: شرکتی 10000 برگه سهام به ارزش هر برگه 5000 ریال دارد . اگر معکوس تجزیه سهام بر مبنای 5 به 1 صورت گیرد تعداد سهام ، ارزش هر سهم و ثروت شرکت را بعد از معکوس تجزیه سهام محاسبه نمایید.
تعداد سهام 2000= 5 10000 ارزش سهام 25000 = 5× 5000
ثروت شرکت بعد از معکوس 50000000 =2000 ×25000 ثروت قبل از معکوس 50000000=5000×10000
مثال: شرکتی 6000 برگه 4000 ریالی دارد اگر معکوس تجزیه سهام 4 به 1 باشد مطلوب است (نرخ 20%) :
الف: تعداد سهام (1500)
ب: ارزش هر سهم (16000)
ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(24000000)
مثال: شرکتی 3000 برگه سهام 6000 ریالی با نرخ 10% دارد . اگر معکوس تجزیه سهام بر مبنای 5/1 به 1 صورت گیرد مصلوب است :
الف: تعداد سهام (2000)
ب: ارزش هر سهم (9000)
ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(18000000)
سود سهمی (سهام جایزه):تقسیم سود از طریق توزیع سهام بین سهامداران ، سود سهمی نامیده می شود . سهام جایزه در شرایطی که شرکت از وضع نقدینگی خوبی برخوردار نباشد و یا برای تأمین مالیتوسعه عملیات خود به وجه نقد نیاز داشته باشد صادر می شوند.
مثال: اگر شرکتی 10000 برگه سهام داشته باشد که ارزش هر برگه 2000 ریال باشد و شخصی مالک 20% سهام شرکت باشد و قرار باشد که 50% سود سهمی بین سهامداران توزیع شود مطلوب است :
الف: تعداد سهام 15000= 5000 + 10000 5000=50% × 10000
ب: قیمت هر سهم
ج: ثروت شرکت 20000000= 15000 × 1333
مثال : شرکتی 6000 برگه سهام 3000 ریالی دارد و شخصی مالک 10% کل سهام شرکت است . اگر 30% سود سهمی بین سهامداران توزیع گردد مطلوب است :
الف: تعداد سهام (7800)
ب: ارزش هر سهم (2307)
ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(18000000)
مثال: شرکتی 20000 برگه سهام 500 ریالی دارد اگر شرکت 35% سهام را به صورت جایزه توزیع نماید مطلوب است:
الف: تعداد سهام (27000)
ب: ارزش هر سهم (370)
ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(10000000)